شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت
خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت
نه
با تعجب پرسیدم
پس راز این مقام چیست؟
ادامه مطلب
حادثه عاشورا، بى شك از عظيم ترين رخدادهايى بود كه در تاريخ بشرى، موجى عظيم پديد آورد و مسلمانان و غير مسلمانان را با ارزش هاى متعالى و مفهوم حياتِ هدف دار آشنا ساخت و انگيزه هاى مبارزه براى حفظ كرامت انسان و نفى سلطه ستم را در انسان ها ايجاد يا تقويت نمود. هر اندازه كه مسلمانان و انسان ها با درس هاى نهفته در آن حركت خونين و عميق آشناتر شده و از آن بهره بردهاند، به همان ميزان عزتمند و بزرگوار زيسته و پايه هاى حكومت طاغوت ها را لرزاندهاند. درس هايى كه از عاشورا مىتوان گرفت،در کلام و منش و روحيات امام حسين و يارانش و همچنین تأثير آن واقعه در فكر وزندگى مسلمانان نهفته است و كسى كه با دقت به اين واقعه بنگرد، با اين درس ها آشنا مىشود.[1]
گفتار و سخنان و وصایای انسان های بزرگ در آخر عمرشان بسیار درس آموز است؛ حال اگر این انسان بزرگ، امامی معصوم باشد، انسان باید سر تا پا گوش شود و به آن سخنان توجه نماید. از راه این گفتارها می توان با روحیه شجاعت و شهامت و شخصیت معنوی و اخلاقی و روح عاطفی امام حسین آشنا شد. [2] کلمات و سخنان امام حسین را می توان به چند بخش تقسیم نمود:
1.سخنان امام خطاب به خداوند
نهضت کربلا بر پایه توحید بنا شده است؛ به طوری که توحیدگرایی در جای جای حرکت امام و اهل بیت ایشان نمایان است. عاشورا جلوه گاه توحیدمداری و عرفان و پاكباختگى در راه خدا و هيچ انگاشتن ماسواى او می باشد و این در مناجات های امام حسین(ع) در روز عاشورا به خوبی منعکس است:
حضرت سجاد می فرماید:
«هنگامى كه لشكر دشمن به جانب پدر بزرگوارم عزيمت كردند، ایشان دست به دعا و مناجات برداشت و عرض كرد: «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كَرْبٍ وَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ وَ ...»
«پروردگارا تنها تو در تمام پيشآمدهاى ناگوار مورد اطمینان من هستی و در هر سختى به تو امید دارم و تو در هر پيشآمدى كه براى من اتفاق مىافتد، يار و ياور من می باشی و اطمينان من به تو است. بسيارى از اندوه هايى كه به من رو مىآورد و قلب را ناتوان مىكند و راه چاره را مسدود مىسازد و دوست مرا تنها می گذارد و دشمن شماتت مىنمايد، همه را با توجه تو، بر خود هموار ساختم و به جز تو با ديگرى به ميان ننهادم و به جز وصول به حضرت تو به ديگرى اعتنایى ننمودم و تو درب گشايش را به روى من گشودى و كليد همه نعمت ها به دست تو است و تو ملازم هر نیکی، و غایت و منتهای هر میل و رغبت هستی»[3]
امام در آخرین لحظات عمر خود نیز چنین با خداوند نیایش می کردند:
ادامه مطلب
على کرمى
مفهوم «عزّت» در فرهنگ واژه شناسان
واژه «عزّت» و بزرگمنشى در فرهنگ واژهشناسان به معنى عزيز، دوست داشتنى، گرامى، نيرومند، بى نظير[1]، کمياب، ناياب،[2] ارجمند، ارجدار، سخت، گران و دشوار، انجام ناشدنى، غيرقابل نفوذ و شکستناپذير آمده،[3] و نيز وصف و حالتى است که اگر در دنياى وجود انسان راه يافت و فرد، جامعه و تشکيلاتى حقيقت عزّبه آن گوهر گرانبها و زندگى ساز آراسته گرديد، آن حالت اجازه مقهور شدن و تن سپردن به ذلّت و فرومايگى را به او نمى دهد، و وى را در برابر مشکلات، موانع رشد، دشوارى هاى طاقت فرسا، دشمنان ددمنش، فراز و نشيبهاى تند و سخت و انواع وسوسه ها و دمدمه هاى ويرانگر و لغزاننده، شکستناپذير و بيمه مي سازد.
اصل اين واژه و مفهوم آن از ريشه «عَزاز» (زمين سخت و نفوذناپذير) گرفته شده به همين جهت هنگامى که گفته مى شود:
«اَرْضٌ عَزازٌ»; منظور زمين سخت و نفوذناپذير است، و آن گاه که گفته مي شود: «تَعَزَّزَ اللَّحْمُ» منظور اين است که: «گوشت، در بازار به گونهاى کمياب و يا ناياب شده است، که نمى توان به آن دست يافت».[4]
با اين بيان شايد بتوان گفت که اين واژه در اصل به مفهوم صلابت، و شکستناپذيرى آمده، آن گاه به تناسب ريشه و از باب توسعه در به کارگيرى معانى ديگر، به مفهوم عزيز، ارجمند، ناياب، توانا، و حتى تعصب، خودبزرگ پندارى در برابر حق و حقناپذيرى نيز به کار رفته است.
قرآن و کاربرد اين واژه
در آيات قرآن نيز واژه «عزّت» و مشتقات آن در اين معانى و مفاهيم به کار رفته است:
1ـ عزيز و ارجمند، در برابر ذليل و بى ارج و بها:
(فَلَمّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ)[5]
«پس هنگامى که برادران يوسف بر او وارد شدند، گفتند: هان اى عزيز! ... .»[6]
2ـ سرفراز و پرصلابت، دربرابر فروتن و نرمخو:
ادامه مطلب
عبدالكريم پارسانيا
اصلاحات، اصلاح طلبى، مصلح و واژگانى از اين قبيل از رايج ترين اصطلاحات قرآنى است. اين كلمات و مشابه آن كه بارها در كلام وحى به كار گرفته شده (1) بيشتر در مقابل فساد و مفسد استعمال مى شود. از منظر كتاب آسمانى قرآن، انبيإ الهى به عنوان طلايه داران اصلاحات معرفى شده و آنان با تحمل رسالت سنگين نبوت، تمام هستى خود را در راه مبارزه با فسادهاى اخلاقى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى به كار گرفته اند.
از آنجايى كه امام حسين(ع) از سويى به عنوان جانشين نبوت و گنجينه دار كلام وحى در تمام حركات و رفتار و گفتار به عنوان الگوى كاملى براى امت محسوب مى شود كه بايد آنان از رفتار آن امام(ع) سرمشق بگيرند، هم چنان كه خودش فرمود: «فلكم فى اسوه؛(2) قيام من سرمشق شماست.» و از سويى نيز قيام جاويدان خويش را با شعار اصلاح طلبى و مبارزه با فسادهاى گوناگون عصر اعلام نموده و در تبيين حركت خويش مى فرمايد: «انما خرجت لطلب الاصلاح فى امه جدى؛(3) من براى اصلاح در ميان امت اسلام به پا خاسته ام» و هم چنين آن حضرت در پايان سخنرانى معروف خويش در سرزمين منى اصلاح واقعى را در جامعه اسلامى خواستار شده و معناى روشنى از اصلاحات به دست داده و فرمود: «اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا فى سلطان و لا التماسا من فضول الحطام ولكن لنرى المعالم من دينك و نظهر الاصلاح فى بلادك و يإمن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك؛(4) خدايا! همانا تو مى دانى آن چه از ما سرزده (حركت و مبارزه) به عنوان رقابت در به دست آوردن قدرت سياسى و يا به دست آوردن ثروت و نعمت هاى دنيوى نبوده است، بلكه ما مى خواهيم اصول و ارزش هاى دين تو را در جامعه حاكم كرده و در شهرهاى تو اصلاحات نماييم براى بندگان ستم زده ات امنيت به وجود آورده و زمينه عمل به فرامين و احكام تو را فراهم نماييم.»
با توجه به نكات فوق در اين نوشتار سعى شده تا اهداف اصلاح طلبانه امام حسين(ع) در حماسه عاشورا براساس مبانى وحيانى آن بررسى و در حد گنجايش مقام به برخى از مقاصد قرآنى آن حضرت پرداخته شود. به اميد آن كه با پيروى از آن اسوه راستين اصلاحات بتوانيم به صلاح و مصلحت واقعى خويش در دنيا و آخرت دست يابيم.
اولين گام اصلاحات
ادامه مطلب
عاشورا حرکتی سیاسی با خاستگاه کاملا دینی و از موضع رهبری و امامت جامعه اسلامی و بر اساس برنامه و چارچوبی از پیش طراحی شده بود. از نخستین روز فرمان به بیعت با حکومت بنی امیه تا سرانجام شهادت سیدالشهدا (ع)، چند ماه بیشتر به درازا نکشید اما پیش زمینه ها و پیامدهای آن به سالها «پیش » و قرنها «پس » از آن منتهی می گردد; سالهایی که مسیر امامت و رهبری سیاسی و دینی جامعه اسلامی بویژه سرزمینهای تازه فتح شده، از خطی که پیامبر اکرم (ص) ترسیم کرده و بارها بر آن تاکید جسته بود منحرف شد و در دوران خلیفه سوم به اوج خود رسید و تلاش های چشمگیر امیرالمؤمنین علی (ع) و یاران دلسوز حضرت نتوانست همه کجی ها را راست و تمام کژی ها را درست کند و این گونه بود که دوباره «امور» به دست نااهلان و منحرفانی افتاد که به تعبیر و تاکید امیرالمؤمنین (ع) «ما اسلموا و لکن استسلموا و اسروا الکفر، فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه; هیچ گاه اسلام نیاوردند، به اسلام درآورده شدند و کفر را در درون خود پنهان داشتند و همین که بر آن یاورانی یافتند، آشکارش ساختند.» (نهج البلاغه، نامه 16)
کافران متظاهر به اسلامی که با برداشتن حکومت علوی از پیش روی خود، اینک قدرت مسلمانان را نیز در خدمت خویش گرفته بودند و شگفت نبود که علی رغم پیمان خود، مسیر سلطه برگرده مسلمانان و به بردگی کشاندن آنان را برای جوانی خام و تهی از ارزشهای اسلامی و انسانی، هموار سازند که در کاخ شاهنشاهی معاویه، کاخ آرزوهای دیرینه سران قریش و بنی امیه و ابوسفیان را برپا می ساخت و روزی که خبر مرگ پدرش پیچید، با خامی تمام همه راه را بر خود هموار دید و این گونه بود که فرزند پاک پیامبر (ص)، حسین بن علی (ع) را میان کشته شدن و یا پذیرش سلطنت وی محدود و محصور ساخت. و شد آنچه شد.
ادامه مطلب
عباس كوثرى
زائر در سفر معنوى زيارت به ديدار آمران به معروف و الگوهاى نهى از منكر مىرود و گامهاى بلند آنان در جهت پاسدارى از ارزشها را يادآور مىشود. از اين مقال به نمونههايى از «معروفگرايى» و «منكرستيزى» از درسهاى «مكتب زيارت» آشنا مىشويم.
امام حسين(ع) در بيان هدف خودش از نهضت الهى و عظيم عاشورا از امر به معروف و نهى از منكر ياد مىكند و مىفرمايد: و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر: من بدين هدف (از مدينه) بيرون آمدم كه امت جد خويش را اصلاح نمايم و تصميم دارم امر به معروف و نهى از منكر كنم.
جهت معرفى امر به معروف و نهى از منكر به نمونههايى از آن اشاره مىكنيم.
الف) نهى از همكارى با ستمگران
1. امام صادق(ع) به يكى از شيعيان خود به نام «عذافر» فرمود: بلغنى انك تعامل «ابا ايوب» و «ابا الربيع» فما حالك اذا نودى بك فى اعوان الظلمة: به من اينگونه خبر رسيده كه با «ابى ايوب» و «ابا الربيع» همكارى مىكنى! حالت چگونه خواهد بود اگر تو را در قيامت در رديف همكاران ظالمان صدا بزنند.
چون «عذافر» چهره در هم كشيد.
حضرت فرمود: من تو را به چيزى ترساندم كه خداوند مرا به او ترسانده است.
ادامه مطلب
محسن رنجبر
مقدمه
از زمانى كه قيام امام حسين(ع) با آن شرايط و ويژگى هاى خاص اتفاق افتاده است، سؤالهايى در ميان نخبگان و انديشمندان و حتى مردم عادى مطرح بوده است كه، انگيزه اصلى امام(ع) از اقدام به چنين كارى چه بوده است؟ آيا دعوت كوفيان فلسفه قيام آن حضرت بوده، يا قيام امام(ع) علت دعوت كوفيان؟ آيا دستيابى به حكومت، علت اصلى و غايت نهايى اين نهضت بوده است يا ايجاد اصلاحات و تغييرهاى محدود در ساختار حكومت اسلامى هم مى توانست هدف امام(عليه السلام)را تأمين كند؟ اگر هدف اصلى قيام، اصلاح وضعيت امت و جامعه اسلامى بود، آيا حضرت نمى توانست به شيوه مسالمت آميز به هدف خويش جامه عمل بپوشاند تا مردم شاهد ريختن خون فرزندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)و به اسارت رفتن اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت نباشد؟ و...
اين پرسش ها و مانند آنها، هر كدام حاكى از نگرش ها و ديدگاه هاى خاص افراد به اين حادثه است. البته يكى از علل فزونى پرسش ها و ديدگاه ها درباره فلسفه قيام حضرت را بايد در پيچيدگى خاص و چند بُعدى بودن اين نهضت جست و جو كرد. نهضتى كه در طول تاريخ اسلام، نظيرى نمى توان براى آن يافت.
نكته ديگرى كه تحليل چنين حادثه اى را مشكل مى سازد، عكس العمل دور از انتظار و غيرقابل باور و پذيرش بسيارى از مسلمانان در برابر اين قيام بوده است! چرا كه نه تنها كوفيان كه خود طلايه دار دعوت حضرت بودند، بلكه مردم ديگر شهرهاى اسلامى بويژه مكه و مدينه هم واكنش مناسب و پاسخ مثبت در برابر اين حادثه ازخود نشان ندادند و به رغم آنكه هنوز بيش از نيم قرن از رحلت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نگذشته بود، شاهد چنين جنايت و فاجعه اى بودند و دَم برنياوردند.
يك تحليل گرتاريخ عاشورا، وقتى حضور تعدادى از صحابه و گروه زيادى از تابعين را در آن روزگار به ياد مى آورد و مى بيند كه از حريم خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله) هيچ گونه دفاعى نمى كنند در حالى كه هم چنان ادعاى دين دارى مى كنند، با تناقضى غير قابل توجيه رو به رو مى شود، چرا كه از يك سو، ادعاى دين دارى و دين باورى اين دسته را مى بيند و ازسوى ديگر، به راستى و درستى حركت فرزند پيامبر(صلى الله عليه وآله) ايمان دارد. شخصيتى كه در دامن رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، دُخت بزرگوارش فاطمه زهرا((عليها السلام)) و نخستين امام شيعيان و چهارمين خليفه مسلمانان بزرگ شده است. اكنون پژوهش گر تاريخ كربلا با اين مشكل دست به گريبان است كه چگونه اين دو واكنش متضاد را بپذيرد و تضاد آن دو را توجيه كند؟!
ادامه مطلب

1ـ نهضت اباعبدالله الحسين (ع) شخصى و فردى نبود، بلكه كلى و انسانى بود، به خاطر حقيقت، عدالت و مساوات صورت گرفت و نهضتي كه به خاطر حق و عدالت باشد همه افراد بشر آنرا دوست دارند و به آن ارج مي نهند.همانطوريكه پيامبر (ص) براى امام حسين(ع) ارج و قرب و عشق خاصى قائل بودند و بارها جملاتى مانند حسين منى و انا من حسين را در جمع مى فرمودند.
2ـ قيام امام با يك بينش و بصيرت قوى توأم بود كه زمانها بايد مى گذشت تا مردم متوجه شوند. فرض كنيد مردم اجتماعي كه در جهل و غفلت بودند، يك بصير پيدا مى شود و مصائب، درد و مشكل اين مردم را بهتر از خودشان مى شناسد مانند مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادي، او در سال يك هزار و سيصد و ده قمري رحلت نمود. وى چهارده سال قبل از قيام مشروطيت قيام كرد و يك نهضت اسلامى در دولتهاى اسلامى بپا كرد در آن تاريخ اين مرد بزرگ خوانده مى شود.
ديده مى شود يك فردي واقعا غريب بوده و درد ملتهاى مسلمان را احساس مى كرده حتي خود ملت خودش (ايران) هم به او دهان كجى مى كردند، او را مورد تمسخر قرار مى دادند و او را مورد حمايت قرار نمى دادند. اگر نامه هاى ايشان را كه براى آيت ا… ميرزاى شيرازي و … نوشته است بخوانيم عظمت او را بيشتر درك خواهيم كرد. الآن كشورهاى اسلامى به او افتخار مى كنند حتى در مورد مليت و جاى تولدش بين بعضى دول اختلاف است و او را از آن خود مي دانند؛ ايران و افغان او را از خود مى دانند، تركها مى گويند چون در كشور ما فوت نموده از آن ماست، مصريها افتخار مى كنند كه سيد جمال به كشور ما آمد و قدر و منزلت او را مى دانستم و علمايي مانند شيخ محمد عبده به او گرايش يافتند ولى متاسفانه در زمان خودش طرد شده و حتى از كشور خودش ايران با چه وضع نكبت باري تبعيد شد و مانند جد بزرگوارش امام سجاد (ع) پاهايش را به شكم قاطر بستند و در هواى سرد زمستان از طريق كرمانشاه از مرز خارجش كردند، يكنفر از مردم ايران هم از سيد جمال دفاع نكرد. نمونه بهتر و بارزتر وجود مقدس حضرت اميرالمومنين على (ع) است آن هم از زبان مقدس و مبارك خودشان در نهج البلاغه ، ايشان در فاصله ضربت خوردن تا شهادت يعني در فاصله چهل و چهار يا چهل و پنج ساعت آخر زندگيشان فرموده اند:(خطبه صد و چهل و هفتم)
غدا ترون ايامى و يكشف لكم عن سرائرى ؛
يعني:فردا مرا خواهيد شناخت و اسرار من براى شما كشف خواهد شد.
ادامه مطلب
فاطمه وثوقى
بنابر گزارش تاريخ نگاران، روند انحرافى خلافت خلفاء سلف امام حسين (عليهالسلام) را در انديشهاى عظيم فرو برده است. زيرا برخى از خواص و صحابه تحت تأثير جريانات سياسى و قبيلهاى قرار گرفته، و در يك معامله سياسى دست بيعت براى تحكيم موقعيت حكومت غاصبين، به آنها عاريت دادهاند.
آنها با اعلام وفادارى به رسومات قبيلهاى به عصر جاهليت بازگشته و هر روز بيش از روز قبل در جهت اسلام زدائى نامرئى گام برمىدارند.
در اين ميان تصورات امام حسين(عليهالسلام) در افقى ماوراى انديشه ديگران در سير و سياحت است. افكار و اهداف مقدس ايشان نجات خيل عظيم كاروان بشريت است كه خواسته و يا ناخواسته به دست عدهاى مكّار و كينهورز در گرداب انحراف و انحطاط گرد آمدهاند. و بدان زندگى ننگين خوگرفتهاند. و از سوى ديگر به جهت عدم آگاهى و عدم نهادينه شدن ايمان در سرزمين وجودشان در بحران شديد عقيدتى، اجتماعى،سياسى بسر مىبرند.
در اين وانفساى روزگار فرزند پيامبر با رسالت الهى خويش در صدد نجات امت جدشان بر آمده و با گامهاى بلند و استوار (طرحى نو) در ادبيات و رسومات عرب، كه تا آنروز «ايام العرب» نام گرفته و از ويژگى مهمى برخوردار بود، با عنوان «ايام اللّه» به مردم جهان به ويژه مردم عرب عرضه كردند.
براى شناخت طرح نجات آن امام بزرگ، شناخت زمينههاى پديد آورنده قيام ماندگار آن امام همام يك ضرورت است. آنچه كه دليل ماندگارى و بلند آوازه بودن (نهضت حسينى) مىباشد، تنها مقابله آن حضرت با مفاسد اجتماعى، سياسى عصر خود نبود. بلكه نهضت امام از اين نظر حائز اهمّيت است كه قيام امام احياء كننده حيات مجدد اسلام ناب نبوى است. امام حسين(عليه السلام) همواره شاهد و ناظر زخمهاى مهلك بر پيكر اسلام اصيل بودند چه هنگامىكه مادر بزرگوارشان با دفاع از حق (ولايت مولاى متقيان) قيام كردند و چه هنگامى كه وصىّ بر حق پيامبر خدا بمدّت طولانى در سكوت و صبر غمبارى روزگار خود را سپرى كردند و چه زمانى كه صلح تحميلى بر دوش برادر بزرگوارشان سنگينى مىكرد. بنابراين امام شهيدان تنها كسى بودند كه درد امّت گمراه جدشان را مىدانستند و درمان را نيز مىتوانستند تجويز كنند.
ادامه مطلب

مجید راسخی
یک نکته از این معنی ...
پاسخ به چند پرسش عاشورایی
* چرا عزاداری، چرا بزرگ داشت عاشورا؟
حوادث گذشته هر جامعه در سرنوشت و آیندة آن جامعه، آثار عظیمی دارد؛ اگر حادثة مفیدی بوده و در جای خود منشأ آثار و برکاتی به شمار می رفته است، بازنگری و بازسازی آن نیز مراتبی از آن برکات را به همراه دارد ... از آن جا که معتقدیم حادثة عاشورا، حادثة عظیمی در تاریخ اسلامی بوده و نقش تعیین کننده ای در سعادت مسلمان ها و روشن شدن راه هدایت مردم داشته است، این حادثه در نظر ما ارزش مند است.
علاوه بر این، در همه جوامع انسانی مرسوم است که به نوعی از حوادث گذشته خود یاد می کنند؛ آن ها را بزرگ شمرده و به آن ها احترام می گذارند... این، بر اساس یکی از مقدس ترین خواسته های فطری است که خدا در نهاد همة انسان ها قرار داده است و از آن به حس «حق شناسی» تعبیر می کنیم ... ولی شاید مهم تر از همه، توصیه هایی بوده است که پیشاپیش از طرف خود پیغمبر صلی الله علیه وآله و از طرف ائمه علیهم السلام بر زیارت، بزرگ داشت و عزاداری، گریستن و ... صادر و بر آن ها تأکید شده است ... خود ائمه علیهم السلام در ایام عزاداری، در بیوت خود مراسم عزاداری تشکیل می دادند.
آیت الله مصباح یزدی، آذرخشی دیگر... ، صص 14 و 37.
قیام علیه معاویه؛ چرا نه؟!
* سیاست معاویه این بود که اگر یک حرف غلطی که غلط بودنش مانند آفتاب هم روشن باشد زیاد تکرار کنند، کم کم جا می افتد و مردم قبول می کنند. در این شرایط، کاری که حضرت می توانست انجام دهد این بود که در گوشه و کنار و به صورت محرمانه، افراد معدودی را پیدا کرده، آن ها را راهنمایی کند ... در این شرایط، حکومت در اختیار معاویه بود و امام حسین علیه السلام نمی توانست مقاومت و مبارزه کند؛ به طوری که اگر امام حسین علیه السلام حرف می زد، او را ترور می کردند و نتیجه ای از ترور او حاصل نمی شد ... حداکثر نتیجه ای که حاصل می شد این بود که عده ای از مردم که آدم های خوب را دوست داشتند، می گفتند حیف شد که امام حسین علیه السلام از دست رفت و بعد از چندی هم نام او فراموش می شد... شما چه مقدار ازتاریخ «زیدبن علی بن الحسین» می دانید و چه قدر برای او عزاداری می کنید؟ با این که او قیام کرد، کشته شد، بدنش را به دار زدند و مدت ها بر سر دار ماند. اگر امام حسین علیه السلام هم در زمان معاویه قیام می کرد، همین طور می شد. مردم از او استقبال نمی کردند؛ برای این که معاویه کارهای خود را با شیطنت انجام می داد و مثل یزید نبود که بدون سیاست به هر اقدامی دست بزند... اما در زمان یزید، چنین قیام حساب شده ای کرد. نقشه الهی ماهرانه ای بود برای این که حسین علیه السلام آن گونه به شهادت برسد تا نامش الی الابد، همچون چراغ فروزانی همة عوالم را در همه زمان ها روشن کند.
آیت الله مصباح یزدی، آذرخشی دیگر... ، صص 97 ـ 101
* نهی از منکر حتی به قیمت جان؟!
ادامه مطلب
آیت الله مجتبی تهرانی در تحلیلی قیام عاشورا را از 9 منظر و دو بعد سیاسی و عرفانی بررسی کرد.
به گزارش فارس چکیده تحلیل قیام عاشورا از منظر آیتالله مجتبی تهرانی در ذیل آمده است:
* مقدمه
آیت الله مجتبی تهرانی، از مراجع عظام تقلید و از شاگردان مبرّز مکتب فقهی، اصولی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) هستند که بیش از 30 سال است که کرسی دروس اسلامیشان در حوزه علمیه تهران، طلاب و فضلای اُمّالقرای جهان اسلام را سیراب میسازد. وی از سال 1380 هـ.ش در بیانات ایّام دهه اوّل محرّمالحرام و دهه آخر ماه صفر خود، به تشریح ابعاد گوناگونی از قیام و انقلاب حضرت سیّدالشّهدا پرداختهاند که نگاهی چنین عمیق به مقوله عاشورا، آن هم توسط چنین شخصیّتی، در نوع خود مثالزدنی است.
آنچه مجموعه مباحث آیتالله تهرانی را از بسیاری جهات ممتاز گردانده، نگاه ریشهای وی به حرکت تاریخی و تاریخساز امام حسین (علیهالسلام) است؛ نگاهی که این حرکت را به ریشه های اسلام ناب محمّدی پیوند میزند و آن را در امتداد بعثت رسول مکرّم اسلام و بهعنوان عامل حفظ و استمرار آن توجیه و تبیین میکند. بر همین اساس است که وی معتقد است: «إنّ الإسلام بدؤه محمّدیٌّ و بقاؤه حسینیٌّ».
ادامه مطلب
به گزارش روز پنجشنبه ايرنا، كنفرانس بين المللي امام حسين (ع) توسط شوراي مركزي امام حسين ﴿ع﴾ اسلام آباد در ھتل 'پي سي' راولپندي با حضور شخصيت ھاي برجسته در حوزہ ھاي مذھبي و سياسي پاكستان برگزار شد.
در اين مراسم سردار لطيف كوسا فرماندار ايالت پنجاب پاكستان به عنوان مھمان ويژہ اين مراسم با اداي احترام نسبت به مقام والاي حضرت سيد الشھدا عليه السلام، قيام امام حسين ﴿ع﴾ را براي مبارزہ و سرنگون كردن نظام باطل زمان خود ستايش كرد.
وي با بيان اينكه شھادت حضرت امام حسين عليه السلام در واقع مرگ يزيد و ھر كسي كه مسير اين ستمگر را انتخاب كند, خواهد بود گفت : ياد و بزرگداشت واقعه كربلا و قيام حضرت سيد الشھدا نيز در واقع زندہ شدن دوبارہ اسلام تلقي مي شود.
ادامه مطلب
مقدمه
نبي مكرم اسلام(ص) در دوران پربار زندگي خويش تمام همت خود را به كار گمارد تا رسوم جاهلي، تعصبهاي نژادي و بدعتها را ريشه كن كرده و اسلام ناب محمدي(ص) را جايگزين آن نمايد.
اما، درست زماني كه بدن پاك و مطهر رسول راستي و درستي بردوش باب شريعت نبوي علي(ع) مي رفت، تا به ظاهر در جوار خاك و در حقيقت ....
بر بام ملكوت آرام گيرد، دستهاي توطئه به كار افتاد و از مجمع پليد سقيفه پديدهاي زشت و بيهويت به نام خلافت (آنهم خلافت كسي غير از علي(ع) و فرزندان پاكش) زاده شد كه مسير حركت جامعه را به كلي تغيير داد.
و اين سرآغازي بود براي آنچه از انحطاط و كج روي ها كه بعدها اتفاق افتاد. تا بدانجا كه پاره ي تن دخت مطهر رسول (ص)، سرچشمهي همهي پاكيها و خوبيها، حسين(ع) چاره را در آن ديد كه به اصلاحي بزرگ دست زند، و در اين راه پر فراز و پر غوغا همه هستياش را درطبقي از خون نهاده به خدايش تقديم نمايد و روحي نو در كالبد بي جاني كه اسلام خوانده ميشد دميده شود.
آري او جان باخت و سرش برفراز ني افراشته گشت ، تا من و تو بدانيم ، از اسلام نبوي راستين تا ادعاي مسلماني چه قدر مي تواند فاصله باشد. فصل1) انحرافات پديد آمده پس از نبي اكرم(ص) بدعت
اولين بدعتي كه بعدازرحلت پيامبر رخ داد ، مخالفت باسنت آن حضرت (ص)درمورد خلافت علي (ع) بود .باقرار گرفتن خلافت دردست سياستمداران دنياطلب، احكام ديني يكي پس ازديگري جاي خود را به بدعت ها وپديده هاي جديد دادوجامعه اسلامي هرچه ازعصررسالت فاصله پيداكرد ،بدعت ها گسترده تروعميق تر شدوبا حاكميت اموي ها وتخلف از كتاب وسنت مواردبسياري يافت . آنهابا بدعت هايخود اسلام را وارونه ونفهمي هاي خودرابه جاي اسلام معرفي كردند.امام حسين(ع) درباره آنها فرمود :«آگاه باشيد ! اين مردم ملازم شيطان شده واطاعت خداراترك كرده وفسادرا آشكار وحدودرا تعطيل وفيء وبيت المال را به خوداختصاص داده وحلال خدارا حرام وحرام اورا حلال ساخته اند .»1
قيام سالار شهيدان حسين بن علي (ع)براي احياء كتاب خدا وسنت پيامبر (ص) بوده است وكثرت بدعت ها ازمهمترين علل وزمينه هاي قيام ايشان به شمارمي آيد.2
معني بدعت
ادامه مطلب

مدرس دانشگاه امام صادق(ع) بااشاره به استناد امام حسین(ع) به قرآن درنهضت کربلا، عزت نفس قرآنی امام (ع) را از ریشههای شکلگیری این نهضت برشمرد.
وی بااشاره به صراحت امام حسین(ع) در بیان اینکه مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است، اظهارکرد: عزت نفس و بزرگمنشی آن چنان که خداوند در آیه 8 سوره مبارکه منافقون میفرماید، به خدا، رسول و مؤمنان تعلق دارد و آیه 108 سوره مبارکه فاطر نیز به تعلق تمام عزت به خداوند میپردازد.
حجتالاسلام توانایی با تأکید بر لزوم توجه نص صریح مبنی بر عدم قرار دادن کافران به عنوان ولی توسط مؤمنان، تصریح کرد: آیه 28 سوره مبارکه حشر و آیه 144 سوره مبارکه نساء به این امر اشاره دارد، با توجه به آنکه یزید نشانه کامل کفر، جور و فساد زمانه بود، عدم پذیرش بیعت با وی توسط امام حسین(ع) و برپایی نهضت کربلا برگرفته از دستورات مستقیم قرآن است.
مدرس دانشگاه امام صادق(ع) بااشاره به آیه 6 سوره مبارکه اعراف مبنی بر مورد پاسخ قرار گرفتن مردم در هنگام قیامت، افزود: حسن بالای مسئولیتپذیری امام حسین(ع) و تلاش برای پاسخگویی مناسب در محضر الهی، وی را بر آن داشت تا از تمامی وجود و سرمایه مادی و معنوی خود گذشته و با برپایی قیام کربلا، وظیفه خود را در برابر ظلم و ستم به انجام رساند.
وی بیان کرد: امام حسین(ع) فرموده است که من برای احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام میکنم که این امر علاوه بر نشان دادن حسن بالای مسئولیتپذیری امام(ع) برای تحقق فرمان الهی و دستور صریح قرآن بوده است.
حجتالاسلام توانایی با بهرهگیری از مفاهیم آیات 87 و 88 سوره مبارکه مائده، ابرازکرد: در این دو آیه از قرآن بنی اسراییل به دلیل عدم امر به معروف و نهی از منکر ازسوی حضرت داود و عیسی(ع) نفرین شدهاند که میتوان نتیجه گرفت سیدالشهداء(ع) برای عدم تکرار آنچه منجر به خشم خدا و رسولان میشود و عمل به کلام وحی قیام تاریخی کربلا را برپا کرد.
ادامه مطلب

فلسفه قیام عاشورا
الف:بیعت خواستن یزید از امام حسین
در حادثه كربلا ما به مسائل زیادی بر می خوریم در یك جا سخن از بیعت خواستن یزید از امام حسین و امتناع امام از بیعت، در یكجا دعوت مردم كوفه از امام حسین و پذیرفتن امام ولی در جایی بدون توجه به مسئله بیعت و بدون توجه به درخواست دعوت كوفیان حضرت حسین (ع) از اوضاع حكومت انتقاد می كند. از فساد و حرام خواریها و ظلم و ستم انتقاد می كند و اینجا امر به معروف و نهی از منكر را لازم می بیند.
البته حقیقتاً باید گفت همه این سه مورد تاثیر داشته است چون پاره ای از عكس العملهای امام بر اساس امتناع از بیعت پاره ای بر اساس دعوت مردم كوفه و پاره ای بر اساس مبارزه با منكرات و فسادهای آن برهه از زمان صورت گرفته است. حال باید دید دو عامل اصلی قیام چه بوده است. و باید دید كدام عامل تاثیری به سزایی داشته است.
ادامه مطلب

